خط خطي شده توسط :
حامد - ساعت ۱:٥٧ ب.ظ روز ۱۳٩۱/٢/٢٠
خط خطي شده توسط :
حامد - ساعت ۱٢:۳٠ ب.ظ روز ۱۳٩۱/٢/۱۸

توی بازار قدم می زد ، خانمی را دید با لباسی چسبان ، سیمایی زیبا و آرایش کرده و البته ظاهری چشم نواز … ، کنار آن خانم مردی را دید که انگار همسرش بود ، کمی فکر کرد ، نتوانست جلوی خودش را بگیرد ، جلو رفت و نگاهی به همسر آن خانم انداخت و گفت:
ببخشید اجازه هست کمی به خانمتان نگاه کنم و لذت ببرم؟
مرد که عصبانی شده یقه اش را گرفت و آن را اعلامیه دیوار کرد ، هر آنچه در دهانش بود بیرون ریخت و با عصبانیت گفت : مردک ، خجالت نمی کشی ، مگر خودت ناموس نداری ؟
اما مرد در کمال آرامش جمله ای را گفت و رفت.
گفت مرد حسابی همه بازار دارند بدون اجازه به خانمت نگاه می کنند و لذت می برند تو هیچ نمی گویی ، من آمدم اجازه بگیرم و لذت ببرم تا حداقل عذاب وجدان نداشته باشم ، اشکالی دارد ؟!!
اما مرد ناگهان ساکت شد و به اطراف خود نگاهی کرد ، بعد از آن سرش را پائین انداخت ، انگار چیزی فهمیده بود !

خط خطي شده توسط :
حامد - ساعت ۸:٢٩ ق.ظ روز ۱۳٩۱/٢/٥
«اینها دوتا آسیبی است که نهادهای فرهنگی حکومتی ما رو تهدید می کنه.یکی اینکه بگیم خب،موضع دین حق است.ما هم که دینیم.بنده هم که اسلامم.پس شما خفه شو...!خفه شو دیگه!!معادله تمامه دیگه،اسلام حق است،من هم اسلام هستم،شما چی می گی دیگه؟!
این یه خطر .استفاده از رانت اسلام.پوشش دادن ضعف های ما در مدیریت فرهنگی و در تولید فکر ودر نوآوری روشها.این (ضعفها)رو پوشش بدیم و جبران بکنیم با حقانیت اسلام."من آنم که رستم جوانمرد بود..." دقیقا همینه دیگه!!"من آنم که اسلام بر حق است"..خب اسلام بر حق است،به تو چه؟!!»
صحبتهای بالا مال آقای رحیم پور ازغدی هست.دو سه تا جمله آخر روهم اگه بخونین می بینین حرف دل من وشماست.بیشتر ماها استفاده از رانت اسلام رو زشت می دونیم..همه مون دلخوریم از اینکه یه تیکه پارچه ای رو که 20 سال پیش یه عده مرد باهاش زخم می بستن روبعضی ها کردن وسیله زخم زدن.همه مون حداقل یه بار دیدیم که یه هم سن و سال با دیدن یه بسیجی(نما)رو ترش می کنه.همه مون بدمون میاد از این «کاین جلوه در محراب ومنبر می کنند،چون به خلوت می روند آن کار دیگر می کنند.». کی ما رو نسبت به کسی که ریش و سبیل می ذاره و تو فاطمیه یکسره سیاه می پوشه بدبین کرد؟!همون احمقی که اسمشو گذاشت تو ردیف خالص ترین و پاکترین کسایی که مردونه رفتن و ایستاده مردن،بعد خیال کرد که« خب،موضع دین حق است.ما هم که دینیم.بنده هم که اسلامم. » این جور آدمها رو با همین لحن گزنده آقای رحیم پور باید گفت:خب اینا به تو چه؟!
تو این شرایط اکثر ناکارآمدی های همه عرصه ها میان عامه مردم به اسم دین نوشته می شه تا اون موقع که یه غربالگری پیش بیاد.اون موقع است که سره از ناسره ،مرد از نامرد،شریف از بی شرف جدا می شه.اون موقع می شه امیدوار بود اگه جایی صحبت از استراتژی های اسلامی شد،پشتش کسی هست که بفهمه قراره چی کار کنه،کسی هست که تا پای جونش مایه بذاره تا گره ای باز بشه.یکی هست تا رهبر مملکت گله نکنه 10 ساله دارم می گم کسی گوش نکرد،تذکر دادم کسی نفهمید.
نمی دونم چه جوری ولی هرچه زودتر باید این غربالگری پیش بیاد،یه حادثه؟!یه نبرد؟!نمی دونم...